مرگ فرصت نداد بقیه آرزو هایم بر باد رود ...

 

از آدمهايی كه نديده و نشناخته قضاوتم ميكنند متنفرم

 


 

حجم دلتنگي ام زياد شد

شانه هايم استــــــــعـفا داد

از يدك كشي اش...

تعطيل ... حوصله اي نيست براي گفتن

چندی نیستم...

درازای عمر را طاقتی باشد

باز میگردم

 

در دنیای من مردم حقایق زندگی را توی صورت هم تــــــــــــف میکنند...

 

به ثانیه شمار بگو بایستد...

این روزها

دل و دماغ نـــــــفس کشیدن هم نـــدارم